الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
240
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
پوشيد . أسَالِيب : فنون گوناگون . سلح : السِّلَاح : هر چيزى كه با آن مبارزه و جنگ مىشود ، جمعش أسْلِحَة است . خداى تعالى گويد : ( وَ لْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ - 102 / نساء ) يعنى تمام وسايل جنگيشان . إسْلِيح : گياهى است كه از خوردنش شتران چاق و فربه شوند گويى كه با خوردن آن گياه يعنى ( اسليح ) و قوى شدن ، سلاح برگرفته و نميگذارد آنها را نحر كنند و بكشند ، اشارهاى است به آنچه كه شاعر گويد : أزمان لم تأخُذْ عليّ سلاحَها * إبلي بجلَّتِها و لا أبكارِها يعنى : ( مدّتهاست كه نه شتران بزرگسال و نه جوانسال به طور كلّى براى من سلاحشان را برنداشتهاند و چاق نشدهاند ) . سُلَاح : سرگين است ، كه شتران از گياه إسليح دفع مىكنند و به طور كنايه در بارهء هر پليدى به كار رفته است تا اينكه در بارهء زاغ و كلاغ هم گفته شده : مدفوعش سلاح اوست ( زمخشرى مىنويسد : اسلح من حبارى : از كلاغ زيركتر و قويتر ، اساس البلاغه / 216 ) . سلخ : السَّلْخ : كندن پوست حيوان است ، مىگويند : سَلَخْتُه فانْسَلَخَ . و به طور استعاره در بارهء كندن زره مىگويند - سَلَخْتُ دِرْعَه - زرهاش را درآوردم و بركندم . سَلَخَ الشَّهْرُ و انْسَلَخَ : ماه به پايان رسيد و آخر شد ، خداى تعالى گويد : ( فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ - 5 / توبه ) ( زمانى كه ماههاى حرام به پايان رسيد ، يعنى ماههايى كه جنگ در آنها حرام است ) .